اولین مسافرت
بهترینم 
روز چهارشنبه 18 بهمن به اولین سفرت رفتی عزیزم .به همراه مامان و بابا ومامان جون و بابا جون . رفتیم سمنان پیش مامانی و بابایی (مامان و بابای بابا ) . عمه الهام و خاله ندا هم اونجا زندگی میکنن .
توی راه 2 ساعت اول رو تخت خوابیدی ولی 1 ساعت بعدی رو کلا گریه کردی
و خیلی کلافه شده بودی و اذیت شدی جاتو کثیف کرده بودی . گرمتم بود . تاریکم بود حق داشتی .وقتی هم که رسیدیم اولش غریبی میکردی و از بقلم تکون نمیخوردی و منو محکم نگه داشته بودی فدای دستای کوچولوت بشم من . ولی بعد از نیم ساعت دیگه بقل همه میرفتی و خوشحال بودی از اینکه دورو ورت شلوغه . ![]()
شب هم زود گرفتی خوابیدی
. فقط شب اول ی حشره ی بد جنس
اومده 4 جای دستترو خورده که اعصاب منو ریخته بود به هم . صبح هم زیر گردنت دیدم کمی عرق سوز شده و دون دون شده سریع با آب شستم و خوب خشک کردم و کرم زدم . بعد رفتیم خونه خاله ندا و نگین دختر خالت کلی از دیدنت خوشحال شده بود
. بعد از ظهرم 2 تایی با هم روی تخت خاله ندا 3 ساعت خوابیدیم که خیلی هم مزه داد . تا شب اونجا بودیم وبعد برگشتیم خونه مامانی و بابایی .
جمعه از صبح که بیدار شدی بیخودی بهونه گیری میکردی و نق میزدی که ظهر تب کردی . از صبحش لپات کمی قرمز بود و ظهر کلی داغ شدی لپات سرخ سرخ شده بود تب سنج برات گذاشتم و دیدیم تب داری سریع پاشویت کردیم ولی نیومد پایین و استامینوفن بهت دادم نیم ساعت بعد خوابت برد و توی خواب مدام چکت میکردم که خدارو شکر خوب شدی و نفهمیدم دلیلش چی بود شاید داری دندون در میاری چون بد جور لثه هاتو میخوارونی در هر صورت خیلی همرو ترسوندی .من که دیگه کم مونده بود بزنم زیر گریه نفسم .
شنبه هم مامانی زحمت کشیدن آش دندونی برات گذاشتن که سمنانی ها میگن دندون ترکون . و زودتر میذارن تا دندونای نی نی راحت در بیاد و اذیت نشه امیدوارم راحت همه دندونات در بیان خوشگلم .
شنبه شب رفتیم خونه خاله ندا خوابیدیم و صبح برگشتیم کرج . توی راه برگشت فقط نیم ساعتشو بیدار بودی اذیتم نکردی دختر نازم .
وقتی رسیدیم خونه 3 ساعت گرفتی خوابیدی
بعد بردیمت حموم و ی آب تنی حسابی کردی .
راستی 2 تا کار جدیدم یاد گرفتی :
1- نا نای میکنی
2 - بای بای هم یاد گرفتی ![]()
پارمین در راه رفت 

تب. مادر به فدات 
پارمین و شالو کلاه پسر همش
پارمین و آش دندونی (دندون ترکون )
پارمین بای بای 
پارمین در راه برگشت 
اون دستمال کاغذی رو هم گذاشتم زیر گردنت تا دوباره عرق سوز نشه
پارمین لالا 


اولین مسافرت
